نام کاربری:
پسورد:
رتبه: 1182


درباره من

امید+ میانه (lovenice )    

داستان وشعر زیبای یک عشق واقعی

منبع : کتاب قانلی سحر عاصم اردبیلی
درج شده در تاریخ ۹۰/۱۱/۲۳ ساعت 13:11     بازدید: 226 نفر
 

به روایت داستان عشق سوری

عشقی که آغاز می شود و پایانی همچنان بی پایان دارد.
شاید قداست این عشق ناب و سوزی که دارد جرأت قلمرانی در این حوزه را به کسی ندهد و از آنجایی که سر بی وفای این عشق نافرجام از همشهری های من بود و بنا به تعصب و . . .
مزید بر علت می شد تا از نوشتن این مطلب مرا فراری دهد . اما جاذبه مطلب به حدی بود که مرا مغلوب خود کرد تا پا بر روی همه آنها گذاشته و داستان یا تراژدی تلخ عشق سوری را به تحریر در آورم.
از کجا آغاز می شود؟
دست خونین فلک را می بوسد و پای در عرصه تلخ زندگی می گذارد.
شیره جان مادر فلاکت دیده را می مکد،
کوله بار رنج و مشقت را به دوش می کشد، از همتایانش عقب می ماند، مثل گلی زرد می پژمرد،
از درد به تنگ می آید، سیاهی پشت سیاهی می آید.

سوری کیست ؟
گلی که در جهنم رویید
پرنده ای که دست پاییز او را از آشیانه اش جدا کرد
اشکی که در گونه گم شده
آری سوری گم شده
نه در بیراهه، که در راه، گم شده
از کجا؟ به کجا بسته شده!
زادگاهش را رها کرده
از هر چه دارد دست کشیده
از بوران و زمستان شهرمان نهراسیده
چاره می گردد برای درد داغینش، نمی یابد
بسیار همت می گمارد تا عشق را از سرش باز کند، اما نمی تواند.
خانه را ببین از پس صاحبخانه می دود ! اما نمی رسد، کار برگشته ! لیلی از پی مجنون آواره این دشت سرد است.
شیرین تیشه به دست کوه می شکند ! فرهاد آرمیده در اتاقش.
سوری جان! از فلک انتظاری نداشته باش، فلک وفایی ندارد، به همان اندازه که وفا ندارد به مقابلش جفا دارد.
از پای فتاده را می خواهد ز پای اندازد.
همچون رقاصه ای کهنه کار که برای هر شخص ادایی دارد.
چه می شود کرد. . .
سر نوشت اینچنین رقم خورده. نظم فلک با ظلم اجین است، باید که یکی پایین بیاید تا دیگری به اوج عرش برسد، یکی در دریای غم دست و پا بزند، دیگری با یارش در ساحل همان دریا نشیند.
اگر تو به هدفت برسی، فلک به مقصد نمی رسد و دیگر افسانه ای خلق نمی کند، پس باید که . . .
در روزگاری نه چندان دور جوانی از شهر اردبیل در منطقه الموت قزوین سرباز می شود.
سوری او را می بیند
عاشقش می شود
دل می بازد و داستان شروع می شود
عشق و عشقبازی به اوج می رسد
 اما دوره سربازی تمام می شود
جوان کوله بارش را بسته و بی صدا به دیارش می رود
اما سوری چه می کند؟
توانش تاب ندارد
می آید! در پی عشق گمشده اش به راه می افتد
باز هم می آید
به دنبال که می آید؟ از او چه می داند؟ به چه نشانی دنبال او می آید؟
آری فقط می داند که عشق او به دیار اردبیل رفته
کوله بارش را می بندد و راهی دیار او می شود
می رسد
او که نشانی ندارد
وحب به وجب این شهر را به دنبالش می گردد
پیدایش می کند اما . . .
جوان عاشق دیروز
امروز ازدواج کرده !
زن دارد، بچه دارد و زندگی
سوری واقعیت را می بیند، شوک عجیبی بر پیکرش وارد می شود اما دیگر چاره چیست.
سوری چه کند؟ آخر عشق او ماورای عشقی است که در ذهن بگنجد؛ به راستی چه کند؟
او نمی تواند دل بکند و از دیاری برود که بوی عشق او را می دهد.
او تصمیم به ماندن می گیرد. هر روز عشق خود را از گوشه و کنار می بیند و به همین بسنده می کند. چندین بار خانواده سوری او را به ولایت خود برده اند اما باز هم سوری بی تابی کرده و برگشته.
چندین سال از این موضوع می گذرد و هم اکنون عاشق و معشوق هر دو پیرند و فرسوده، اما عشق در قلب سوری هنوز جوانه ای بیش نیست.
مردم شهر با کمک هم برای سوری جا و مکان تهیه کردند و سوری را دیگر از اهالی اردبیل می دانند. سوری دیگر هرگز به دنبال عشق دیگری نگشت و با شرافت زندگی کرد.
به راستی که سوری واژه عشق را به معنای واقعی اش تفسیر کرد اما نه با ادبیات و قلم یا که شعار.
که با دلش
آری به راستی که سوری مانند زلیخا نکرد
او به تنفس در هوای یار هم قانع است
آری قانع است.
این داستانی است که حقیقت است
می گویند سوری هنوز هم زنده است و در همین شهر زندگی می کند
و.......


شعر این داستان به ترکی از زبان عاصم اردبیلی


فلکين قانلی اليندن بير آتيلميش يئره اندی،
بير فلاکت آنانين جان شيره سيندن سودون امدی،
بوللو نيسگيل شله سين چيگنينه آلدی .
تای توشوندان دالی قالدی،
ساری گول مثلی سارالدی.
گونو تک باغری قارالدی.
خان چوبانسيز سئله تاپشيرسين اوزون،
يوردوموزا بير سارا گلدی.
بير وفاسيز يار اليندن يارا گلمز سانا گلدی.
بير يازيق قيز ، جان اليندن جانا گلمز جانا گلدی.
کئچه جکده “الموت” دامنه سيندن بورايا درمانا گلدی.
بيرآدامسيز “سوری” آدلی، الی باغلی، ديلی باغلی!
“سوری” کيم دير؟
سوری بير گول دی جهنمده بيتيبدير .
سوری بير دامجی دی، گوزدن آخاراق اوزده ايتيبدير.
سوری يول- يولچوسودور، ايری ده يوخ ،دوزده ايتيبدير.
سوری، بير مرثيه دير اوخشاياراق سوزده ايتيبدير.
او کونول لرده کی ايتميش دی ازلدن، اودو گوزدن ده ايتيبدير.
سوری بير گوزلری باغلی، اوزو داغلی سوزوداغلی،
اولوب هاردان هارا باغلی!
بوشلاييب دوغما ديارين، اوموب البته ياريندان.
ال اوزوب هر نه واريندان.
قورخماييب،شهريميزين قيشدا آمانسيز بورانيندان، نه قاريندان.
گزير آواره تاپا، يانديريجی دردينه چاره، تاپابيلمير.
چوخ سئوير عشقی باشيندان آتا، آمما آتا بيلمير.
اووا باخ آووچی دالينجا قاچير، آمما چاتا بيلمير.
ايش دونوب، ليلی توشوب چوللره مجنون سوراغيندا.
شيرين الده تئشه، داغ پارچالايير فرهاد اوتورموش اوتاغيندا.
تشنه لب قو نئچه گور جان وئری دريا قيراغيندا.
گوزده حسرت يئرينی خوشله ييب ابهام دوداغيندا.
وارليغين سون اثری آز قالير ايتسين ياناغيندا.
سانکی بير کوزدی بورونموش کوله وارليق اوجاغيندا.
کوزه رير پيلته کيمين، ياغ توکه نيب دير چراغيندا.
بوی آتير رنج باغيندا. قوجالير گنج چاغيندا،
بير آدامسيز، سوری آدلی، الی باغلی، ديلی باغلی!
سوری جان !
اومما فلکدن ، فلکين يوخدو وفاسی،
نه قدر يوخدو وفاسی، او قدر چوخدو جفاسی،
کوهنه رقاصه کيمين، هر کسه بير جوردی اداسی،
او آياقدان دوشه نی، ايستير آياقدان سالان اولسون.
او تالانميش لاری ايستير گونو- گوندن تالان اولسون.
او آتيلميشلاری ايستير هاميدان چوخ آتان اولسون.
او ساتيلميشلاری ايستير قول ائدرکن ساتان اولسون.
نئيله مک قورقو بوجوردور .
فلکين نظمی ازلدن اولوب اضدادينه باغلی.
قاراسيز آغلار اولانماز،
دره سيز داغلار اولانماز.
اولو سوز ساغلار اولانماز.
گره ک هر بير گوزه له بير دانا چيرکين ده يارانسين،
بيری انسين يئره گوکدن، بيری عرشه اوجالانسين.
بيری چالسين ال آياق غم دنيزينده،
بيری ساحيلده سئوينج ايله دايانسين.
بيری ذلت پالازين باشه چکيب ياتسادا آنجاق،
بيری نين بختی اويانسين .
بيری قويلانسادا نعمت لره يئرسيز،
بيری ده قانه بويانسين.
آی آدامسيز سوری آدلی، ساچلاريندان دارا باغلی!
نئيله مک ايش بئله گلميش. چور گلنده گوله گلميش.
فلکين ايری کمانينده اولان اوخ آتيلاندا دوزه دگميش،
ديلسيزين باغرينی ده لميش.
ايری قالميش، دوزو اگميش.
اونو خوشلار بو فلک،
ائل ساراسين سئللر آپارسين،
بولبول حسرت چکه رک گول ثمرين يئللر آپارسين.
قيسی چوللرده قويوب
ليلی نی محمللر آپارسين،
خسرووی شيرين ايلن ال اله وئرسين، کئفه دولسون،
سوری لار سولسادا سولسون،
بيری باش يولسادا يولسون،
سيقسا بير اولدوز اگر اولماسا اولدوزلار ايچينده،
بو سماء ظولمته باتماز.
داش آتان،کول باشی قويموش،
داشينی اوزگه يه آتماز.
سن يئتيش سون هدفه،
اوندا فلک مقصده چاتماز،
داها افسانه ياراتماز.
سوری،ای باشی بلالی،زامانين قانلی غزالی.
سوری بير قوش دی خزان آيری ساليبدير يوواسيندان،
ال اوزوبدور آتاسيندان،
جوجه دير حيف اولا سود گورمه ييب اصلا آناسيندان.
او زليخا کيمی يوسف ايي ين آلمير لباسيندان.
بونا قانع دی تنفس ائله يير يار هاواسيندان.
درد وئرن درده ساليب آمما خبر يوخ داواسيندان
آغلاييب سيتقاياراق بهره آپارمير دوعاسيندان.
او بير آئينه دی رسسام چکيب اوستونه زنگار،
اوندا يوخ قدرت گفتار،
اوزو چيرکين، ديلی بيمار

گنج وقتينده دل آزار،
گوره سن کيم دی خطاکار،
گوره سن کيم دی خطاکار!



نسل سوخته(viranachol )
۹۰/۱۱/۲۳ - 13:35
@};-@};-@};-@};-@};-
%%-%%-%%-%%-%%-
=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox
امید+ میانه(lovenice )
۹۰/۱۱/۲۳ - 13:38
نقل قول:
نسل سوخته:
تشکر:)@};-
تورک اوغلویام(turkoglo )
۹۰/۱۱/۲۳ - 14:56
چوخ گوزل@};-@};-@};-
آزیاشا آزادیاشاانسان یاشا(Ayranchi )
۹۰/۱۱/۲۴ - 00:50
یاشا قارداش
ساغول@};-@};-@};-
آزیاشا آزادیاشاانسان یاشا(Ayranchi )
۹۰/۱۱/۲۴ - 00:51
@};-5%%-5@};-5%%-5@};-5%%-5@};-5%%-5@};-5%%-@};-5
dr.sina (عزیز ایرانیان)(azartiractor )
۹۰/۱۱/۲۴ - 00:52
@};-@};-@};-@};-@};-@};-
رامین طالبی(karina )
۹۰/۱۱/۲۴ - 00:54
=Dchox@};-=Dchox@};-=Dchox@};-=Dchox@};-=Dchox@};-tnk
فانتوم(pantom )
۹۰/۱۱/۲۴ - 01:02
اللرون اغریماسین قارداشیم چوخ بیر گوزل مطلبیدی ماراخلاندیم@};-@};-@};-@};-@};-
dr.sina (عزیز ایرانیان)(azartiractor )
۹۰/۱۱/۲۴ - 01:03
@};-@};-@};-
نارنیا(sokote-sard )
۹۰/۱۱/۲۴ - 11:28
=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox
55555555555555
طبرستان-آمل-کرمانشاه-0121-0831(amoli )
۹۰/۱۱/۲۴ - 11:50
ممنون خیلی زیبا بود=Dchox=Dchox@};-@};-
Mohammad JaVaD(Iraj-Ghazal )
۹۰/۱۱/۲۴ - 12:16
@};-@};-
نیلوفرآبی(niloofar-aabi )
۹۰/۱۱/۲۴ - 12:35
Çok güzel
Yaşasin



:)@};-
نیلوفرآبی(niloofar-aabi )
۹۰/۱۱/۲۴ - 12:35
@};-@};-@};-@};-@};-
نیلوفرآبی(niloofar-aabi )
۹۰/۱۱/۲۴ - 12:35
=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox
امید+ میانه(lovenice )
۹۰/۱۱/۲۴ - 12:57
تشکر از الطاف دوستان@};-
Ali_LoNelY_0122(lovelorn0122 )
۹۰/۱۱/۲۴ - 13:25
merc
@};-@};-@};-@};-
پوریا قربانی(poriya )
۹۰/۱۱/۲۴ - 19:46
mamnon sozon bi matlabozdan chokh gozldi@};-
پیام قربانی(paiamnice2000 )
۹۰/۱۱/۲۶ - 01:21
بوشلاييب دوغما ديارين، اوموب البته ياريندان.
ال اوزوب هر نه واريندان.
قورخماييب،شهريميزين قيشدا آمانسيز بورانيندان، نه قاريندان.


سوری جان !
اومما فلکدن ، فلکين يوخدو وفاسی،
نه قدر يوخدو وفاسی، او قدر چوخدو جفاسی،:-)chox-


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما) چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانهاهنگ بسیار زیبا و پر طرفدار میگن هیچ عشقی تو دنیا از مهدی احمدوند اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)راز طول عمر امام زمان (عج)اقامتگاه امام زمان‌(عج) دار قالی و دخترک30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانه
کاربران آنلاین


مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است